دو قدم مانده به گل

_ شعرهایی که می پسندم _ خاطرات شعری من

پوست ، مو ، زیبایی و لیزر

ول کن آن آینه را جوش تماشایی نیست 
دستشویی مطب دکتر زیبایی نیست.  

تَرَکیدم! بدو بیرون چقَدَر خونسردی 
آه! یک ذره مرا صبر و شکیبایی نیست.   ....   - رضا احسان پور -  

تا انتهای شعر را از شدت خندیدن نمی توانستم تایپ کنم اما با تلاش زیاد! از آن عکس گرفتم می توانید از اینجا و اینجا بخوانیدش.  

حال و احوالم این قدرها هم شاد نیست اما در هر حالی هم که باشم با خواندن این شعر از آن لبخندهای پهن روی صورتم می نشیند.

کورس پوست هم تمام شد. چیزهایی یاد گرفتم (استاد خوب در این گروه پیدا می شود.) و از آن مهمتر چیزهایی فهمیدم یکی شان این بود که چرا این دو ترم فیزیوپاتولوژی را کم کاری کردم و حسرتش را می خورم اما سعی می کنم این روزهای حالا را از دست ندهم که دو سال دیگر موقعی که انشاالله اینترن باشم حسرت حالا را نخورم. تلاش خودم را کردم امتحان تشریحی بود و امیدوارم که حداقل به کف نمره قبولی یعنی 12 برسم.


حوالی: شعر, طنز, پوست, رضا احسان پور
+ انتشار یافته در  چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 13:53  توسط احسان جمشیدی   | 

اسمتو زمزمه کردم این تمام شورشم بود

مرد بقال از من پرسید :
                             چند من خربزه می خواهی ؟
من از او پرسیدم :
                      دل خوش سیری چند ؟  - سهراب سپهری - 

دیگر توان این تن لاغر نمی رسد
مادربزرگ! قصه چرا سر نمی رسد؟

مادربزرگ! قصه از آن عاشقانه هاست
انگار هیچ وقت به آخر نمی رسد

در من عجیب ریشه دوانده ست مهر او
زورم به این درخت تناور نمی رسد

بر فرض کندمش، دل خود را کجا برم؟
این سیب روی شاخه دیگر نمی رسد

او وا نمی کند درِ دل را و من چو طفل
دستم به دستگیره این در نمی رسد

پروانه ای شدم که فقط بال می زند
اما به ارتفاع کبوتر نمی رسد

طوری شکست کشتی قلبم که دست من
حتی به تخته های شناور نمی رسد

مادر بزرگ! گریه نکن، قصه ساده است
بیهوده گفته ام که به آخر نمی رسد

یا این طلسم می شکند، یا من عاقبت
پی می برم که دیو به دلبر نمی رسد...  - علی کریمان -


حوالی: شعر, نو, غزل, علی کریمان
+ انتشار یافته در  جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 12:10  توسط احسان جمشیدی   | 

خانه زهرا و علی

تنها نه فقط خانه زهرا و علی... نه هر خانه که با عشق درآمیخت درش سوخت. - غلامرضا طریقی -


حوالی: شعر, تک بیت, ایام فاطمیه
+ انتشار یافته در  سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 16:15  توسط احسان جمشیدی   | 

نمی‌شنوم

من یکی را می شناسم
صبح ها لیبرال است
ظهرها چپ می زند
و غروب
که از کوچه ی تاریک می گذرد
زیر لب آهسته می گوید : «بسم الله ...!»

هیهات ری را !

علی صالحی
پی نوشت 1: عنوان از نجمه زارع [صدای کوچه و بازار را نمی‌شنوم / و مدتی‌ست که اخبار را نمی‌شنوم]
پی نوشت 2: اولین هفته استاژری هم گذشت. شاید فکرش را هم نمی کردم اما دو مورد بیمار جذامی دیدیم اما نه مورد جدید بلکه عوارض ناشی از جذام قبلی. خیلی سرم شلوغ است.


حوالی: شعر, نو, علی صالحی, ری را
+ انتشار یافته در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 12:5  توسط احسان جمشیدی   | 

از آپشن های ناگفته خودم

یک: الان ساعت 3و22دقیقه شب است و من بدون دلیل خاصی بیدارم.

دو: امروز بعد از یکبار تلاش ناکام و مذبوحانه "از شرح ماوقعه معذوریم حتی شما دوست عزیز"برای مشاهده گل روی ماه جراح ارتوپدمان؛ وصال حاصل شد و فراق پایان یافت؛ شرح وصال اینکه هنوز داخل نشده ایشان مرا، موضوع جراحیم را و همه جزئیات را به خاطر آورد (بعد از نزدیک به 18 ماه من خیلی از نزدیکانم را فراموش می کنم!!! چه رسد به یک بیمار آن هم با این همه مراجعه کننده. از اینکه بیماران آینده من از این توقعات که من به جایشان بیاورم داشته باشند متاسفم و از اجرای این توقع معذورم) و شروع کرد به فحش بار کردن ما، که ما چرا بعد از عمل چه و چه دیگر پیگیر نبوده ایم بعد چو استادی حاذق همه ی مراحل و دلایل را به توضیح نشست و این سان بود که دانستم در خراب شده ای که ما زندگی می کنیم "کرمانشاه دلاور گهواره تمدن بشری !!! و ایران سرزمین فرهنگ و هنر،سرزمین عشق های جاودان!!!!" هر پزشک متخصصی که از دانش بهره ای برده باشد عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی با این همه ادا و اطوار نیست. به خدا حیف است که اسم ایشان در کنار اسم بعضی از اساتید ما در یک مجموعه بیاید.

سه: یکی از فانتزی هایم این است که متخصص یکی از دو رشته 1-رادیولوژی و علاوه بر آنهم فلوشیپ مداخله ای آن و نه خود رشته به تنهایی و 2- روانپزشکی بشوم و به هیچ وجه با _ این شرایط _ حتی با اصرار و زور هم عضو هیئت علمی و اینجور چیزا نشوم. "آرزو بر پیرتر از خودان عیب نیست" البته سایر رشته ها هم بد نیستند! و دوستشان داریم!

چهار: "بعد از نوشتن پاکش کردم"

پنج: خل وضع بودن دلیل نمی خواهد همین که ا.ج باشی کافیست.

به تگ ها (حوالی) دقت کنید!!!


حوالی: روزنوشت, شب نوشت, چرت نوشت, پرت نوشت
+ انتشار یافته در  جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ساعت 4:14  توسط احسان جمشیدی   |