دو قدم مانده به گل

_ شعرهایی که می پسندم _ خاطرات شعری من

پوست ، مو ، زیبایی و لیزر

ول کن آن آینه را جوش تماشایی نیست 
دستشویی مطب دکتر زیبایی نیست.  

تَرَکیدم! بدو بیرون چقَدَر خونسردی 
آه! یک ذره مرا صبر و شکیبایی نیست.   ....   - رضا احسان پور -  

تا انتهای شعر را از شدت خندیدن نمی توانستم تایپ کنم اما با تلاش زیاد! از آن عکس گرفتم می توانید از اینجا و اینجا بخوانیدش.  

حال و احوالم این قدرها هم شاد نیست اما در هر حالی هم که باشم با خواندن این شعر از آن لبخندهای پهن روی صورتم می نشیند.

کورس پوست هم تمام شد. چیزهایی یاد گرفتم (استاد خوب در این گروه پیدا می شود.) و از آن مهمتر چیزهایی فهمیدم یکی شان این بود که چرا این دو ترم فیزیوپاتولوژی را کم کاری کردم و حسرتش را می خورم اما سعی می کنم این روزهای حالا را از دست ندهم که دو سال دیگر موقعی که انشاالله اینترن باشم حسرت حالا را نخورم. تلاش خودم را کردم امتحان تشریحی بود و امیدوارم که حداقل به کف نمره قبولی یعنی 12 برسم.


حوالی: شعر, طنز, پوست, رضا احسان پور
+ انتشار یافته در  چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 13:53  توسط احسان جمشیدی   |