دو قدم مانده به گل

_ شعرهایی که می پسندم _ خاطرات شعری من

هزار بسته‌ی بنزو[دیازپین] فدای این غم برنا

چقدر اینجا خوب مانده، بعد از چند ماه یا بهتر بگویم چند سال هنوز همان‌طوری‌ست که باید باشد. ساده، بی‌آلایش و بدون اضطراب خواننده و دنبال کننده حتی قالب آن هم سالم مانده است تنها چیزی که خودم ساخته‌ام اول این عکس گل بر روی چوب را دیدم بعد منی که از کامپیوتر و رایانه و فضای مجازی در حد استفاده روزمره می‌دانستم با تلاش فراوان و زحمت بسیار این قالب را به وجود آوردم.

وضعیت خودم این جور می‌نماید.(آخرین حیرت زمانی ست که دیگر پی می بری چیزی تو را به حیرت وا نمی دارد. منسوب به ریچارد براتیگان)


حوالی: دردودل
+ انتشار یافته در  چهارشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۹ساعت 3:57  توسط احسان جمشیدی   | 

[این هم از پشت طویله]

شتر از خانه رفت سمت کویر
شیر غرّید گوشه‌ی تصویر
گرگ غرّید در ادامه‌ی شیر
بعد روباه داد زد: تکبیر!
جفت‌گیری گوسفند و الاغ

گربه دنبال موش رفت یواش
ببر مشروب خورد با اوباش
کوسه در فکرِ کرمِ دندان‌هاش
بز به روباه گفت: آدم باش!
جفت‌گیری گوسفند و الاغ

آخرین لاک‌پشت راه افتاد
اسب شیهه کشید در دل باد
ماند ساکت، قناری آزاد
بعد، روباه سهم بز را داد
جفت‌گیری گوسفند و الاغ

رفت در عمق آب، بچّه‌وزغ
کبک افتاد از هوا شترق!!
جغد می‌خواند در شب مطلق
سگ به روباه گفت: ای احمق!
جفت‌گیری گوسفند و الاغ

لاشخورها نگاه پشت نگاه
چند کفتار در ادامه‌ی راه
لاشه‌ی سگ میان حوض سیاه
تسلیت گفت زیر لب روباه
جفت‌گیری گوسفند و الاغ

در افق، قار قار چند کلاغ
خبر صلح و دوستی در باغ
خبر مرگ آدم و شلّاق
جفت‌گیری گوسفند و الاغ
لاک‌پشتی هنوز اوّل راه...

سید مهدی موسوی
"انقراض پلنگ ایرانی با افزایش بی‌رویه‌ی تعداد گوسفندان"


حوالی: شعر, سیدمهدی موسوی
+ انتشار یافته در  چهارشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۹ساعت 3:33  توسط احسان جمشیدی   | 

واقعیت همه‌ی ساحت‌های زیستن در ایران...

اینجا کجاست؟ مملکت کاسه‌لیس‌ها
دزدیده‌اند امنیتش را پلیس‌ها

لاادری

+ انتشار یافته در  یکشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۹ساعت 23:50  توسط احسان جمشیدی   | 

[توبه‌ی حضار]

 داشتم با خودم فکر می‌کردم که چگونه روزگار می‌گذرد و چه‌ها از سر ما در این دوران گذشت. تجربه ۱۸ماه کار در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، آن هم در اورژانس یکی از بیمارستان‌های مناطق محروم و دورافتاده مرزی، آشنا شدن با مشکلات مردم و سطح فکری آنها، ساختار‌های مبتنی بر فساد(نه فساد سیستماتیک) و ... به من چیزهایی آموخت که شاید بدون تجربه آموخته نمی‌شدند.

قبل‌ترها اینجا نوشته بودم که از آقای فلانی و فلانی از سران مملکتی خوشم می‌آید و حرف‌شان را قبول دارم. آدمی‌ست و نادانی و وقت برای توبه بسیار...

تو توبه‌نامه را بنویس امضا کردنش با ما...


حوالی: توبه‌نامه
+ انتشار یافته در  یکشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۹ساعت 20:3  توسط احسان جمشیدی   | 

من منتظر بودم که ... فکر اینجاشو نمی‌کردم

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
گاهی تمام حادثه از دست می رود

افشین یداللهی


حوالی: شعر, افشین یداللهی
+ انتشار یافته در  یکشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۹ساعت 1:31  توسط احسان جمشیدی   |