دنیای قشنگ کودکی گولم زد
بی تجربگی و کوچکی گولم زد
می خواستم انسان بزرگی بشوم
یک بستنی عروسکی گولم زد
وحید امیری -
محمد مرادی (شاعرش معلوم نیست به احتمال زیاد آقای محمد مرادی باشند )
پنچ شنبه گذشته برنامه رادیو هفت بخش مصاحبه با بچه ها نازنین زهرا 4.5 ساله میهمان برنامه بود ماشاالله انقدر بامزه بود اول همه شعر به طاها به یاسین رو بلد بود و خواند فکرکنم کلیپ حدود 5-6 دقیقه ای هست.(تا اینجا شاید بگین جالب نبود).بعد که منصور ضابطیان مثل همیشه گفت بادکنک را بترکان اونم ترکاند منصور ضابطیان پرسید چه حسی داری گفت: احساس خیلی خوبی دارم که شما را ترسوندم
حیف شد ضبطش نکردم
پرشین گیگ جایی که عکس های قدیمی وبلاگ (شعروگرافی ها و ...) در آن آپلود شده بود دچار مشکل شده و هیچکدام از آنها بالا نمی آیند. ناراحتیم...
حوالی:
شعر,
وحید امیری,
کودکی
+ انتشار
یافته در شنبه سی ام آذر ۱۳۹۲ساعت 15:27
توسط احسان جمشیدی
|
زندگی به رفتن است
- در همیشه های پا به راه -
گاه راه و گاه چاه و
گاه... آه!
عاشقا!
کفش های خاکسار را بگو،
برو!
دل که رو به راه و سر به راه بود،
گام ها اگرچه بارها خطا کنند،
گم نمی شوندعبدالرضا رضایی نیا
زلیخا مستجاب الدعوه شد: یوسف به زندان رفت !
که دنیا جای عصیان است جای بی گناهی نیست ! -|علیرضا محمدعلی بیگی|-
سلام دیروز سه شنبه 26 آذر آخرین جلسه کلاس های علوم پایه بود(البته اگر پاتولوژی عملی قبول شوم و مابقی دروس این ترم) یعنی:
-پنج ترم گذشت (2.5 سال پر کشید)
-15 اسفند امتحان علوم پایه دارم.
....
در این نیمه شب تا که رد گم کنند
چهل دزد بغداد، شاعر شدند -|عباس احمدی|-
الان داشتم انگل شناسی خلاصه می نوشتم گفتم بگم با چه چیزا و چه کسایی ما حشر و نشر داریم
+نماتودها 1 + نماتود ها 2
+ترماتودها 1 + ترماتودها 2
7 دی امتحان عملی انگل شناسی داریم این عکس کار ما در کلاس عملی انگل شناسی است

حوالی:
شعر,
نو,
عبدالرضا رضایی نیا,
نیمایی
+ انتشار
یافته در شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۲ساعت 17:47
توسط احسان جمشیدی
|
عجب در آن نه که آفاق در تو حیرانند
تو هم در آینه حیران حسن خویشتنی -|سعدی|-
تو هم در آینه حیران حسن خویشتنی!
زمانه ایست که هر کس به خود گرفتار است.-|صائب یا شایدم آصفی هروی|- [داشتم دنبال غزل کامل این بیت می گشتم آخه فکر می کردم این بیت زیری به اون تلمیح داره فهمیدم خود اینم تضمینه]
چه عاشقانه به شعرم نگاه می کردی
توهم در اینه مجذوب خویشتن شده ای-|محمد حسین نعمتی|-
باز در خود خیره شو انگار چشمت سیر نیست
درد خودبینی است می دانم تو را تقصیر نیسیت-|فاضل نظری|-
پنج شنبه شب در برنامه رادیوهفت یه بچه را واسه مصاحبه آورده بودن داشت میخندید منصور ضابطیان پرسید چرا می خندی ... اون جواب داد:
من دلیلی برای خنده هام ندارم
خیلی خوشم آمد شاید واسه اینکه چند روزی هست خواهر زاده هام را ندیدم کلا عاشق بچه ام.
همین الان جمعه بعد از ظهر یکی از بچه ها پیامک داده گفته ۱۰ تا از سوتیای بامزه ت تو جزوه کلاستون بنویس ما که دیدیم بزار اونایی که ندیدنم شاد بشن ؟ من نوشتم متاسفانه جزوه رو نوشتم جا نداره.{یکی نیست بهش بگه تو که دیدی و خندیدی و تو دانشکده ما نیستی آخه چرا؟ البته اینقدرهم سوتی تو دانشکده دادم خوشبختانه تعداد کمی شون دیده شدن یا من فکر می کنم دیده شدن
حوالی:
شعر,
تک بیت,
سعدی,
صائب
+ انتشار
یافته در جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲ساعت 1:14
توسط احسان جمشیدی
|
سلام امروز یکی از دوستان قدیمی که اصلاْ فکرش را هم نمی کردم ما را یادش بیاد چه رسد به اینکه به وبلاگ سر بزند را دیدم نسبت به مطلب قبلی حضوری واکنش نشان داد حالا از وبلاگ بگذریم دیدار تازه شد خاطره روزهای نه چندان دور انگاری همین دیروز پنج سال پیش بود... . مطلب قبلی کمی خوب نظرم را بیان نکرده ام هر چند که آخرش هم گفتم تاثیر پاییز بود اما کلی این دوستمان را شاد کرده بود از دو جهت یکی از این لحاظ که سوژه متلک زدن پیدا کرد و یکی ... خیلی دلم برای دوست نه همکلاسی نه همکار نه ... لک زده بود یه دوست که متلک انداختنش هم از سر دوستی باشد ...
درس و دانشگاه بالکل بی بخارم کرده بود
بس که بودم سر به زیر و در غذا کافور بود
من هم همینطوری این بیت طنز را از عباس احمدی برایش خواندم و بعد کل شعر را خواندیم و خندیدیم و تغییر کردنمان را حس کردیم و گفتیم و تمام شد...
نفرین به وفاداریات ای دوست که با من
پیمان سر پیمان شکنی بستی و رفتی
چون خاطرهی غنچهی پرپر شده در باد
در حافظهی باغچه ها هستی و رفتی -|فاضل نظری|-
بگذریم
حوالی:
شعر,
غزل,
طنز,
عباس احمدی
ادامه مطلب
+ انتشار
یافته در چهارشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۲ساعت 0:9
توسط احسان جمشیدی
|
گناه چشم
تو ...یا ...نه! گناه عکاس است
که این چنین به نگاهت دچار و حساس است
...
تمام اهل زمین را جهنمی کردی
که آیه آیه ی چشمت "
یوسوس الناس" است
تمام شهر از ایمان به کفر برگشتند
گناه چشم تو حالا به پای عکاس است؟
منصوره فیروزی
تو پرتپشترم از آبشار خواهی کرد؟
مرا به زندگی امیدوار خواهی کرد؟ -|مرتضی امیری اسفندقه|-
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم-|فاضل نظری|-
+تاثیرات پائیز است... جوانیم به هدر رفت خوب می دانم/که من به جای عشق فقط کتاب می خوانم[اگر مشکل وزن داشت ببخشید همینطوری داشتم پست را می نوشتم به ذهنم آمد -بیت در نظر نگیرید-](با این شبه بیت که گذاشتم اون یه ذره آبرویی هم که داشتم رفت لای زباله های دیشب)
حوالی:
شعر,
تک بیت,
غزل,
عشق
+ انتشار
یافته در شنبه نهم آذر ۱۳۹۲ساعت 16:38
توسط احسان جمشیدی
|
معشوقِ من! بگذار تا آزاد باشم
آزاد در این عمرِ بی بنیاد باشم
تصویر من حتی ندارد طاقت قاب
کاری بکن، تا خارج از ابعاد باشم
دینِ تو از تو، دین من از من، رهاکن
تا شاد باشی پیش من تا شاد باشم
بغضِ فرو خفته نشان از عقده دارد
گاهی مرا بگذار تا فریاد باشم
خود را فقط با خود بسنج ای همنفس، تو
شیرین تر از آنی که من فرهاد باشم
صیدم ولیکن می توانم ماهیِ من!
کاری کنم تا مثل تو صیّاد باشم
داد مرا از من بگیر ای من تر از من!
مگذار تا زندانی بیداد باشم
تو هرچه بادا باد بودی ها! نبودی؟
بگذار من هم هر چه بادا باد باشم
مرتضی امیری اسفندقه
+عنوان مطلب مصراعی از فاضل نظری
حوالی:
شعر,
غزل,
بغض,
تو
+ انتشار
یافته در دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۲ساعت 11:55
توسط احسان جمشیدی
|
...من از نهایت ابهام جاده می آیم
هزار فرسخ سنگین پیاده می آیم
هزار فرسخ سنگین میان کوه و کویر
دودستِ خارگزیده دوپایِ در زنجیر
هزار فرسخ سنگین هزار فرسخ سنگ
نه هم رکاب، نه مرکب، نه ایستا، نه درنگ
هزار فرسخ سنگین سلوکِ بی انجام
هزار فرسخ سنگین فتوحِ بی فرجام... -|محمدعلی معلم دامغانی|-
|||||
+اگر چه دولتمان بوی نیستی می داد
سلوکمان به عدم رنگ چیستی می داد-|محمدعلی معلم دامغانی|-
:iatrogenic disease CAUSE iatrogenic death
-سپید می پوشید
-او را سپید پوشانید
-دیگران را سیاه
صدای عبدالباسط می آید
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ
وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ
وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ
وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ
وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ...An iatrogenic disease is a condition that's directly caused by a medical professional's mistake or negligence
حوالی:
شعر,
محمدعلی معلم دامغانی,
مثنوی,
کوتاه نوشته
+ انتشار
یافته در جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ساعت 17:1
توسط احسان جمشیدی
|