ز اين پس هر که نام عشق را آورد،نامرد است
به شهر رنگ ها رفتيم گفتي زرد نامرد است
اگر رنگي تو را در خويش معنا كرد نامرد است
حوالی: شعر, غزل, غم, عشق
اگر رنگي تو را در خويش معنا كرد نامرد است
تو تصوير مني يا من در اين آيينه تكرارم؟
جهان آيينه ي جادوست زوج و فرد نامرد است
چه قدر از عقل مي پرسي چه قدر از عشق مي خواني
از اين باز آي نااهل است از آن برگرد نامرد است
نه سر در عقل مي بندم نه دل در عشق مي بازم
كه اين نامرد بي درد است و آن پر درد نامرد است
بيا پيمان ببنديم از جهان هم جدا باشيم
ز اين پس هر که نام عشق را آورد،نامرد است
فاضل نظري چاپ نشده(حذف شده از كتاب اول استاد گريه هاي امپراتور)
حوالی: شعر, غزل, غم, عشق