دو قدم مانده به گل

_ شعرهایی که می پسندم _ خاطرات شعری من

زیارت

سه شنبه شده وباز دلم گرفته کاش...

 حرم حضرت معصومه قم شب

مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد
از جادة سه‌شنبه شب قم شروع شد

آیینه خیره شد به من و من به‌ آیینه
آن قدر خیره شد که تبسم شروع شد

خورشید ذره‌بین به تماشای من گرفت
آنگاه آتش از دل هیزم شروع شد

وقتی نسیم آه من از شیشه‌ها گذشت
بی‌تابی مزارع گندم شروع شد

موج عذاب یا شب گرداب؟! هیچ یک
دریا دلش گرفت و تلاطم شروع شد

از فال دست خود چه بگویم که ماجرا
از ربنای رکعت دوم شروع شد

در سجده توبه کردم و پایان گرفت کار
تا گفتم السلام علیکم ... شروع شد

فاضل نظری


حوالی: شعر, غزل, غمگین, عشق
+ انتشار یافته در  سه شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۰ساعت 16:22  توسط احسان جمشیدی   |