كسي نمي خورد اينجا غم شقايق را
دگر نمي رسد از كوچه باغ بوي درخت
چه اتفاق بدي ! خشك شد گلوي درخت
هجوم باد لباس از تن اقاقي كند
به باغبان بان برسان ! رفت آبروي درخت
كدام ديو به اين سايه سار امده است ؟
به جاي قلب كه كنده تبر بر روي درخت؟
كسي نمي خورد اينجا غم شقايق را
كسي نمي رود اينجا به پرس و جوي درخت
در اين جهنم بي زمزمه دلم پوسيد
كجاست زمزم باران ؟ كجاست كوي درخت ؟
شبي از اين قفس ميخكوب خواهم رفت
در آرزوي بنفشه ، به جستجوي درخت
مرتضي اميري اسفندقه
حوالی: شعر, غزل, مرتضي اميري اسفندقه
چه اتفاق بدي ! خشك شد گلوي درخت
هجوم باد لباس از تن اقاقي كند
به باغبان بان برسان ! رفت آبروي درخت
كدام ديو به اين سايه سار امده است ؟
به جاي قلب كه كنده تبر بر روي درخت؟
كسي نمي خورد اينجا غم شقايق را
كسي نمي رود اينجا به پرس و جوي درخت
در اين جهنم بي زمزمه دلم پوسيد
كجاست زمزم باران ؟ كجاست كوي درخت ؟
شبي از اين قفس ميخكوب خواهم رفت
در آرزوي بنفشه ، به جستجوي درخت
مرتضي اميري اسفندقه
حوالی: شعر, غزل, مرتضي اميري اسفندقه